10 شاخص اصلی تجزیه و تحلیل اساسی برای همه سرمایه گذاران

  • 2022-09-15

10 شاخص اصلی تجزیه و تحلیل اساسی برای همه سرمایه گذاران

حداکثر "دانش قدرت است" تقریباً در مورد هر جنبه ای از زندگی روزمره اعمال می شود ، اما حتی بیشتر از این که سرمایه گذاری در بازارهای مالی می شود. در دنیای سرمایه گذاری آنلاین ، محور رایانه امروز ، دانستن اطلاعات مناسب اغلب تفاوت بین سرمایه گذار در صندلی سرمایه گذاری راننده و یک مسافر درمانده است. در حالی که روش های مختلفی برای ارزیابی ارزش و پتانسیل رشد یک سهام وجود دارد ، تجزیه و تحلیل اساسی یکی از بهترین راه ها برای کمک به شما در ایجاد معیار عملکرد سهام در بازار است. این منجر به تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه می شود.

درک تحلیل اساسی

تجزیه و تحلیل اساسی شامل بررسی انتقادی یک تجارت در ابتدایی ترین یا اساسی ترین سطح مالی آن است. هدف در اینجا ارزیابی مدل تجاری ، صورتهای مالی ، حاشیه سود و سایر شاخص های کلیدی برای تعیین وضعیت مالی یک تجارت و ارزش ذاتی سهام آن است. با رسیدن به پیش بینی حرکات قیمت سهام آینده ، سرمایه گذاران آگاه می توانند از این طریق از آنها سود ببرند. تحلیلگران اساسی معتقدند که قیمت سهام به تنهایی برای بازتاب دقیق تمام اطلاعات موجود کافی نیست. به همین دلیل است که آنها به طور معمول تجزیه و تحلیل اقتصادی ، صنعت و شرکت را مطالعه می کنند تا ارزش منصفانه فعلی را بدست آورند و ارزش آینده یک سهام را پیش بینی کنند.

اگر ارزش منصفانه و قیمت سهام فعلی هماهنگ نباشد ، انتظار این است که قیمت بازار در نهایت به سمت ارزش منصفانه گرایش یابد. آنها سپس از این اختلافات درک شده و سود از حرکات قیمت سود می برند. به عنوان مثال ، اگر قیمت فعلی بازار سهام از ارزش منصفانه بالاتر باشد ، پس از آن بیش از حد ارزیابی می شود که منجر به توصیه فروش می شود. با این حال ، اگر قیمت فعلی بازار سهام پایین تر از ارزش منصفانه باشد ، در نظر گرفته می شود که کم ارزش است. این بدان معنی است که انتظار می رود قیمت در نهایت بالا برود ، بنابراین ایده خوبی است که اکنون آن را خریداری کنید.

شاخص های برتر تجزیه و تحلیل بنیادی

پارامترهای تجزیه و تحلیل اساسی بسیاری وجود دارد که می تواند برای تعیین سلامت مالی یک شرکت استفاده شود. محبوب ترین آنها به سمت رشد ، درآمد و ارزش بازار است. درک این شاخص های کلیدی می تواند به شما در تصمیم گیری های خرید یا فروش آگاه تر کمک کند.

1. درآمد برای هر سهم (EPS)

این بخشی از سود یک شرکت است که به هر سهم از سهام آن اختصاص می یابد. این اساساً درآمد خالص نهایی است، فقط بر اساس هر سهم. EPS رو به رشد نشانه خوبی برای سرمایه گذاران است زیرا به این معنی است که ارزش سهام آنها احتمالاً بیشتر است.

شما می توانید سود هر سهم یک شرکت را با تقسیم سود کل آن بر تعداد سهام موجود محاسبه کنید. به عنوان مثال - اگر شرکت سود 350 میلیون دلاری را گزارش کند و 100 میلیون سهم وجود داشته باشد، EPS 3. 50 دلار است.

2. نسبت قیمت به درآمد (P/E)

نسبت قیمت به سود رابطه بین قیمت سهام یک شرکت و سود هر سهم آن را اندازه گیری می کند. این به سرمایه گذاران کمک می کند تا تعیین کنند که آیا سهام نسبت به سایر سهام در همان بخش کمتر از ارزش یا بیش از ارزش گذاری شده است. از آنجایی که نسبت P/E نشان می‌دهد که امروز بازار حاضر است برای یک سهام بر اساس درآمدهای گذشته یا آینده آن بپردازد، سرمایه‌گذاران به سادگی نسبت P/E یک سهام را با رقبای آن و استانداردهای صنعت مقایسه می‌کنند. نسبت P/E کمتر به این معنی است که قیمت فعلی سهام نسبت به درآمد پایین است که برای سرمایه گذاران مطلوب است.

نسبت قیمت به سود از تقسیم قیمت فعلی هر سهم یک سهم بر سود هر سهم شرکت محاسبه می شود. به عنوان مثال - اگر سهام یک شرکت در حال حاضر به ازای هر سهم 70 دلار با سود هر سهم 5 دلار به فروش می رسد. نسبت P/E برابر با 14 است (70 دلار تقسیم بر 5 دلار).

دو نوع اصلی نسبت PE وجود دارد. نسبت PE آینده نگر و دنباله دار. تفاوت بین این دو مربوط به نوع درآمدی است که در محاسبه استفاده می شود. اگر سود پیش‌بینی‌شده (آینده) یک ساله به عنوان مخرج در محاسبه استفاده شود، نتیجه یک نسبت PE آینده‌نگر است. در حالی که، اگر از درآمدهای 12 ماهه پایانی تاریخی استفاده شود، در نتیجه نسبت PE انتهایی را دریافت خواهید کرد.

3. رشد درآمد پیش بینی شده (PEG)

نسبت P/E یک شاخص تحلیل بنیادی خوب است، اما با این واقعیت که شامل رشد درآمد آتی نمی شود، تا حدودی محدود است. PEG این را با پیش بینی نرخ رشد سود یک ساله سهام جبران می کند. تحلیلگران می توانند نرخ رشد آتی یک شرکت را با مشاهده نرخ رشد تاریخی آن تخمین بزنند. این تصویر کامل تری از ارزش گذاری سهام ارائه می دهد. برای محاسبه رشد سود پیش بینی شده، نسبت P/E را بر نرخ رشد 12 ماهه شرکت تقسیم کنید. درصد در نرخ رشد در محاسبه حذف می شود.

For example, if the growth rate is 10% and the PE ratio is 15, then the PEG formula looks like this: PEG = PE Ratio / Earnings Growth PEG = 15 / 10 ->توجه کنید که چگونه 10٪ به 10 PEG = 1. 5 تبدیل می شود

قاعده کلی این است که وقتی PEG سهام بالاتر از 1 باشد، بیش از حد ارزش گذاری شده در نظر گرفته می شود. در حالی که اگر زیر 1 باشد، کم ارزش تلقی می شود.

4. جریان نقدی رایگان (FCF)

به عبارت ساده تر، جریان نقدی آزاد، وجه نقدی است که پس از پرداخت هزینه های عملیاتی و مخارج سرمایه ای یک شرکت باقی می ماند. پول نقد برای رزق و روزی و بهبود یک تجارت بسیار مهم است. شرکت‌هایی با جریان نقد آزاد بالا می‌توانند ارزش سهامداران را بهبود ببخشند، نوآوری‌های سرمایه‌گذاری کنند، و بهتر از همتایان خود که نقدشوندگی کمتری دارند، از رکود جان سالم به در ببرند. بسیاری از سرمایه گذاران FCF را به عنوان یک شاخص اساسی می دانند زیرا نشان می دهد که آیا یک شرکت هنوز پول نقد کافی برای پاداش دادن به سهامداران خود از طریق سود سهام پس از عملیات تامین مالی و مخارج سرمایه دارد یا خیر.

FCF به عنوان جریان نقد عملیاتی منهای مخارج سرمایه (CAPEX) همانطور که در صورت جریان نقدی ثبت می شود محاسبه می شود. همچنین می توان از صورت درآمد به عنوان سود خالص عملیاتی پس از مالیات (NOPAT) به اضافه استهلاک، منهای سرمایه در گردش و مخارج سرمایه (CAPEX) استنباط کرد. عبارت و فرمول های زیر را بررسی کنید. ما FCF 2015 را محاسبه می کنیم:

NOPAT = EBIT - مالیات NOPAT = 1105 - 332 = 774

Income Statement Example

مثال صورت سود و زیان |منبع: دوره حسابداری من

FCF = NOPAT + استهلاک - (سرمایه در گردش و CAPEX) FCF = 774 + 50 - (120 + 30) = 674

Free Cash Flow Formula

مثال محاسبه FCF |منبع: دوره حسابداری من

5. نسبت قیمت به کتاب (P/B)

همچنین به عنوان نسبت قیمت به حقوق صاحبان سهام شناخته می شود، نسبت قیمت به دفتر یک شاخص تحلیل بنیادی است که ارزش دفتری سهام را با ارزش بازار آن مقایسه می کند. P/B با نشان دادن تفاوت بین ارزش بازار سهام و ارزشی که شرکت در دفاتر مالی خود اعلام کرده است، به سرمایه گذاران کمک می کند تا تعیین کنند که آیا سهام نسبت به ارزش دفتری آن کمتر است یا بیش از حد ارزش گذاری شده است. با تقسیم آخرین قیمت بسته شدن سهام بر ارزش دفتری هر سهم که در گزارش سالانه شرکت فهرست شده است، محاسبه می شود. ارزش دفتری به عنوان بهای تمام شده تمام دارایی ها منهای بدهی ها محاسبه می شود. اگر شرکت منحل شود، ارزش نظری آن است.

با این حال، نسبت قیمت به دفتر یک شرکت خاص به تنهایی مفید نیست. یک سرمایه گذار باید نسبت P/B یک شرکت را با سایرین در همان بخش یا صنعت مقایسه کند. تنها در این صورت است که در تعیین اینکه کدام شرکت ممکن است نسبت به سایرین کمتر یا بیش از حد ارزش گذاری شده باشد مفید خواهد بود.

6. بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)

ROE یک نسبت سودآوری است که نشان دهنده نرخ بازدهی است که سهامدار برای بخشی از سرمایه گذاری خود در آن شرکت دریافت می کند. این اندازه گیری می کند که چگونه یک شرکت بازدهی مثبتی را برای سرمایه گذاری سهامداران خود ایجاد می کند. از آنجایی که سود محرک واقعی قیمت سهام است، تفکیک سود به دست آمده با حقوق صاحبان سهام در واقع یک شاخص بسیار خوب از سلامت مالی یک شرکت و ارزش منصفانه سهام آن است. شما می توانید بازده حقوق صاحبان سهام را با تقسیم سود خالص بر میانگین حقوق صاحبان سهام محاسبه کنید. تجزیه و تحلیل DuPont با افزودن چندین متغیر برای کمک به سرمایه گذاران برای درک بهتر سودآوری شرکت، محاسبات را بیشتر گسترش می دهد. این تحلیل به این مؤلفه های اصلی می پردازد:

  • ROA = درآمد خالص / دارایی ها، که می تواند بیشتر به موارد زیر تقسیم شود:
  • حاشیه سود = درآمد/درآمد خالص
  • نسبت گردش مالی = درآمد / دارایی
  • اهرم = دارایی / حقوق صاحبان سهام

فرمول گسترش یافته ROE هنگام انجام تجزیه و تحلیل DuPont به شکل زیر است:

  • ROE = حاشیه سود x نسبت گردش مالی x اهرم
  • ROE = درآمد خالص / درآمد x درآمد / دارایی x دارایی / حقوق صاحبان سهام

با استفاده از تجزیه و تحلیل DuPont، سرمایه گذار می تواند تعیین کند که چه چیزی باعث ROE می شود. آیا این یک حاشیه سود بالا و/یا نسبت گردش مالی بسیار سریع و/یا اهرم بالا است؟

7. نسبت پرداخت سود سهام (DPR)

همانطور که می دانید شرکت ها بخشی از سود خود را به صورت سود سهام به سهامداران خود پرداخت می کنند. اما این نیز مهم است که بدانیم درآمد شرکت تا چه حد از پرداخت سود سهام حمایت می کند. این همان چیزی است که نسبت پرداخت سود سهام در مورد آن است. این به شما می گوید که یک شرکت چه بخشی از درآمد خالص را به سهامداران خود باز می گرداند و همچنین چه مقدار را برای رشد، ذخیره نقدی و بازپرداخت بدهی کنار می گذارد. DPR با تقسیم کل مبلغ سود سهام بر درآمد خالص شرکت در همان دوره محاسبه می شود. معمولاً به صورت درصد سالانه محاسبه می شود.

8. نسبت قیمت به فروش (P/S)

نسبت قیمت به فروش یک شاخص تحلیل بنیادی است که می تواند با استفاده از ارزش بازار و درآمد شرکت به تعیین ارزش منصفانه سهام کمک کند. این نشان می‌دهد که بازار چقدر برای فروش شرکت ارزش قائل است، که می‌تواند در ارزش‌گذاری سهام در حال رشدی که هنوز سودی به دست نیاورده‌اند یا به دلیل یک عقب‌گردی موقت، آن‌طور که انتظار می‌رود عمل نمی‌کنند، موثر باشد. فرمول P/S با تقسیم فروش هر سهم بر ارزش بازار هر سهم محاسبه می شود. نسبت P/S پایین تر به عنوان نشانه خوبی از سوی سرمایه گذاران تلقی می شود. این معیار دیگری است که هنگام مقایسه شرکت‌ها در همان بخش یا صنعت نیز مفید است.

9. نسبت سود سهام

نسبت سود تقسیمی به میزان پرداختی توسط یک شرکت در سود سهام در هر سال نسبت به قیمت سهام آن می پردازد. این تخمینی از بازده فقط سود یک سرمایه گذاری سهام است. با فرض اینکه هیچ تغییری در سود سهام وجود نداشته باشد، بازده دارای یک رابطه معکوس با قیمت سهام است - بازدهی زمانی که قیمت سهام کاهش می یابد افزایش می یابد و بالعکس. این برای سرمایه‌گذاران مهم است زیرا به آنها می‌گوید از هر دلاری که در سهام شرکت سرمایه‌گذاری کرده‌اند، چقدر عایدشان می‌شود.

نسبت سود تقسیمی به درصد بیان می شود و از تقسیم سود سالانه هر سهم بر قیمت فعلی سهم محاسبه می شود. به عنوان مثال، 2 شرکت (X و Z) سالانه 3 دلار سود به ازای هر سهم پرداخت می کنند. سهام شرکت X به ازای هر سهم 60 دلار معامله می شود، در حالی که سهام شرکت Z با 30 دلار به ازای هر سهم معامله می شود. این بدان معناست که بازده سود سهام شرکت X 5٪ (3/60 x 100) و بازده سود سهام شرکت Z 10٪ (3/30 x 100) است. به عنوان یک سرمایه گذار، احتمالاً سهام شرکت Z را به سهام دیگر شرکت X ترجیح می دهید، زیرا بازده سود بیشتری دارد.

10. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E)

نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام آخرین شاخص تحلیل بنیادی در این فهرست است. رابطه بین سرمایه استقراضی یک شرکت و سرمایه ارائه شده توسط سهامداران آن را اندازه گیری می کند. سرمایه گذاران می توانند از آن برای تعیین نحوه تامین مالی دارایی های شرکت استفاده کنند. نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام (D/E) به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا اهرم مالی یک شرکت را ارزیابی کنند، و نشان می‌دهد که در صورت مواجهه کسب‌وکار با مشکلات مالی، چقدر حقوق صاحبان سهام می‌تواند تعهدات خود را به طلبکاران انجام دهد.

شما می توانید نسبت را با تقسیم کل بدهی ها بر کل حقوق صاحبان سهام محاسبه کنید. ترازنامه تلفیقی را در زیر بررسی کنید. این نشان می دهد که شرکت اپل در مجموع 241 میلیارد دلار بدهی (با رنگ قرمز مشخص شده) و کل حقوق صاحبان سهام 134 میلیارد دلار (با رنگ سبز برجسته شده) ثبت کرده است.

بر اساس این ارقام، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام = $241, 000, 000 ÷ $134, 000, 000 = 1. 80

Apple Balance Sheet

ترازنامه شرکت اپل |منبع: Investopedia

نتیجه

همه شاخص های تحلیل بنیادی که در بالا مورد بحث قرار گرفت، به خودی خود مهم هستند. در حالی که آنها می توانند به شما در تعیین ارزش و پتانسیل رشد یک سهام کمک کنند، مهم است که بدانید چندین عامل دیگر نیز بر قیمت سهام تأثیر می گذارند که اندازه گیری اکثر آنها چندان آسان نیست. به همین دلیل است که وقتی نوبت به ارزیابی سهام یک شرکت برای مقاصد سرمایه‌گذاری می‌شود، بهتر است از تحلیل بنیادی در کنار سایر ابزارها مانند تحلیل تکنیکال، اخبار اقتصاد کلان و داده‌های خاص صنعت استفاده شود. این به شما کمک می کند تصویر واضح تری از آنچه در یک سهام می خواهید ایجاد کنید، در حالی که از شاخص ها به عنوان معیار برای اندازه گیری ارزش سرمایه گذاری های بالقوه استفاده می کنید.

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.